تقدیم به تو.....به وبلاگ من خوش آمدی....

...پیشکیش به تو که سه ردانی منت کردو...
شیوه نی من شیوه نی ئینسانیه ... بانگی ئازادی و گروی یه کسانیه

...پیشکیش به تو که سه ردانی منت کردو...
تبریک........................تبریک............................تبریک
بدین وسیله خالصانه ترین و صادقانه ترین تبریک خودم را به انتخاب بجا و شایسته ی مهندس عبدالکریم حسین زاده اعلام میدارم.همچنین این پیروزی بزرگ را به ملت شریف نقده و اشنویه تبریک عرض مینمایم.

قلعه
باستانی زیویه به فاصله ۵۵ كیلومتری جنوب شرق شهرستان سقز و در شمال
روستایی موسوم به همین نام واقع شده است. قلعه زیویه یكی از قلعه های
باستانی استان كردستان است كه در سال ۱۹۴۷ كشف شد.
این قلعه بر روی تپه ای بنا شده كه بر نواحی پیرامون آن مشرف بوده و تسلط كامل داشته است كه امروزه از نظر گردشگری نیز چشم انداز بسیار زیبایی دارد.
زیویه هم از نظر معماری و هم از نظر آثار هنری یكی از شاخص ترین مكان های دوره تاریخی محسوب می شود و احتمالاً مربوط به اقوام ماننایی است كه ۲۷۰۰ سال پیش می زیسته اند و محل حكومت آنها شمال غرب ایران بوده است.

مسجد جامع مهاباد
مسجد جامع مهاباد در خيابان حافظ اين شهرستان قرار دارد. اين مسجد در گذشته در بافت قديمي شهر قرار داشت. در حال حاضر اين بافت تغييرات عمده اي يافته است.

شهر نقده ( نه غه ده:به زبان کردی) مركز شهرستان نقده در استان آذربايجان غربي با پهنه اي حدود 10 كيلومتر مربع در جنوب استان در 36 درجه و 57 دقيقه عرض شمالي و 45 درجه و 22 دقيقه طول خاوري نسبت به نيمروز گرينويچ قرار دارد . نام شهر نقده در گذشته « سندوس» بوده است كه به معني سرزميني كه آب همه آن را فرا مي گيرد و يا آب با نمك است . آمده است زيرا به درياچه شور اروميه نزديك است .براساس كاوشهاي باستان شناسي شكل گيري آن را حدود 7000 سال پيش از ميلاد تخمين مي زنند تپه حسنلو نيز با قدمت 6000 ساله كه بعنوان يكي از رئوس مثلث فرهنگي استان مطرح است در 9 كيلو متري شمال شرقي شهر نقده و 12 كيلو متري جنوب غربي درياچه اروميه نمايانگر ارزش باستاني منطقه مي باشد .
از جاذبه های دیدنی نقده میتوان به (حه وت کانی) و (سلطان یعقوب) اشاره کرد.
بی تو
دو دریچه دو نگاه دو پنجره
دو رفیق دو همنشین دو حنجره
دو مسافر تو مسیر زندگی دو عزیز دو همدم همیشگی
با هم از غروب و سایه رد شدیم قصه ی عاشقی رو بلد شدیم
فکر می کردیم آخر قصه اینه جز خدا هیشکی ما رو نمی بینه
دو غریبه دو تا قلب در به در دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین دوتا دور افتاده ی تنها نشین
عاقبت جدا شدن دستای ما گم شدیم تو غربت غریبه ها
آخر اون همه لبخند و سرود چشمای پر حسادته زمونه بود
دو غریبه دو تا قلب در به در دو تا دلواپس این چشمای تر
دو تا اسم دو خاطره دو نقطه چین دوتا دور افتاده ی تنها نشین

اين كليسا در دامنه كوه سير ، در روستايي به همين نام ، در حومه جنوب غربي اروميه واقع شده است . اين بنا با توجه به شيوه معماري و بنا بر روايت هاي مورخان آشوري بنايي است متعلق به دوره ساساني كه در زمان خسرو پرويز به مناسبت غلبه ايران بر روميان به دستور همسر خسرو پرويز ساخته شده است . كليساي مار سركيس پلاني مستطيل شكل به ابعاد 5/16 در 5/10 متر دارد و تمام مصالح به كار رفته در آن سنگ است . پلان بنا كشيدگي شرقي _ غربي دارد و ورودي بنا در ضلع جنوبي واقع شده است . از اين ورودي مي توان به تالار نيايش راه يافت . اين تالار پلاني به ابعاد 5/9 در 5/4 متر دارد و سقف رفيعي به ارتفاع 7 متر با قوس مازه دار دارد و با مصالح سنگ بر روي ديوار هاي قطور سنگي ساخته شده است . محراب كليسا با سه پله اختلاف سطح در ضلع شرقي تالار قرار گرفته و در پشت محراب نيز اتاقكي واقع شده كه دسترسي به آن از تالار امكان پذير است . تالار دوم كليسا كه از طريق تالار اول مي توان به آن دسترسي داشت ،به موازات تالار قبلي و به ابعاد 5/9 در 3 متر با همان پوشش سقف بنا شده است .
حمام اتحادیه :

این حمام یکی از حمام های زیبا وبزرگ وتاریخی شهر اورمیه است که به نام یکی از معتمدان شهر که بانی آن بوده نامیده می شوداین حمام در سال ۱۳۳۵ ه.ق ساخته شده است ودارای دو گنبد بزرگ برروی طاق های جناغی میباشد که زیر این گنبد حوض بزرگی قرار دارد وبه سبک حمام های ایرانی ساخته شده است این حمام واقع در خیابان عسگرآبادی (بعثت) ودر ادامه بازار راسته غلامخان می باشد این راسته زمانی از راسته های بازار به شمار می رفت ودر اثر خیابان کشی تخریب واز رونق افتاد این حمام هم با شرایط آن زمان در داخل بازار شاخته شده بود . به احتمال زیاد این حمام همان حمامی است که در سیاحتنامه (ابراهیم بیگ) حاجی زین العابدین مراغه ای آمده است این حمام در سال1388 توسط میراث فرهنگی مرمت شده و یکی از حمام های زیبای شهر اورمیه می باشد.

روستای بردوک – از توابع محال صومای برادوست- در ابتدای دره سلطانی، در دامنه مشرف به رودخانه کم آبی قرار دارد.
حصارتدافعی: در ساختمان حصار تدافعی از سنگ های لاشه با ملاط احتمالاً ماسه و آهک استفاده شده و ستون های نیم دایره و توپر بسیار محکمی در فواصلی از دیوار تعبیه شده است. کتیبه ای در دو سنگ مرمر کوچک در کنار هم در بالای ورودی و زیر قوس دروازده دیده می شود. متن آن چنین است: " ... هذه العمارف صاحب السلطنت تقی سلطان بن نظربیک بن غازی بیک فی سنه 1078"

دیوار میانی: ورودی دروازه به شکل چهار گوش و به صورت عمیق در جبهه های میانی دروازه، در شرق دژ تعبیه شده است و به واسطه یک فضای کوچک مستطیلی شکل، معبر ورودی به بخش میانی را با دروازه اصلی بنا ارتباط می دهد.
ابنیه مرکزی: در بخش مرکزی قلعه بقایای چند بنای دیگر – با واحد سالم – وجود دارد. این بنا چهارگوش و مصالح آن سنگ های چهارگوش و ملاط آن شن و آهک است. بر نوک قله نیز بقایای یک برج دیدبانی مربع شکل از سنگ لاشه و ملاط شن و آهک دیده می شود. بالای ورودی سنگی آن با قوس های کوچک – از سنگ آهک سفید و سیاه – تزیین شده و طرفین رئوس خارجی اضلاع آن با استفاده از سنگ های تراشیده شده آتشفشانی مزین شده است. شکل قوس های نگه دارنده گنبدها رومی و سنگ های سیاه رنگ تراشیده شده دارد.
|
زلف بر باد مده، تا ندهی بر بادم ناز بنیاد مکن، تا نکنی بنیادم می مخور با همه کس، تا نخورم خون جگر سر مکش، تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن، تا نکنی در بندم طره را تاب مده، تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو، تا نبُری از خویشم غم اغیار مخور، تا نکنی نا شادم رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم قد برافراز که از سرو کنی آزادم شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی مارا یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم شهره شهر مشو، تا ننهم سر در کوه شور شیرین منما، تا نکنی فرهادم رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس تا به خاک در آصف نرسد فریادم حافظ از جور تو، حاشا که بگرداند روی من از آن روز که در بند توام، آزادم |
|
........................................... |
| ناصر فيض الله بيگي |
|
ناصر فيض الله بيگي متولد 1342با 30 سال فعاليت در زمينه هنرهاي تجسمي از هنرمندان نسل دوم كردستان است كه آموزش طراحي و نقاشي را نزد پدربزرگش فيض الله خان ناهيد ( از پايه گذاران نقاشي شرق كردستان ) آغاز نمود . از استادان ديگر وي مي توان به مصطفي شيرزاد و محمد رستم زاده ( نامو) اشاره كرد فيض الله بيگي كه داراي مدرك نقاشي از موسسه ي دانشگاهي رسام هنر و مدرك مربيگري از سازمان فني و حرفه اي كشوردر رشته ي نقاشي مي باشددر مورد علاقمندي خود به نقاشي و عوامل موثر در ادامه آن مي گويد « حضور هنرمنداني همچون حاجي سرتيپ ( شاعر ) ، سهام الملك ( خطاط) ، افتخار ناهيد ( نويسنده ، نقاش و سياستمدار ) ، عزيزخان كرمانج ( محقق و سياستمدار) ، سالار آلبلاغ ( خطاط و نقاش ) و رشيد خان فيض نژاد ( آهنگساز ، موسيقيدان و خواننده ) در فاميل از همان ابتدا بذر و ريشه هنر را در وجودم كاشتند فضاي خانوادگي مان هم سرشار از نقاشي ، شعر و موسيقي بود ، خوب يادم است زماني كه در روستا زندگي مي كرديم ديوارهاي منزلمان با تابلوهاي نقاشي پدربزرگم استاد فيض الله خان ناهيد مزين شده بود ديدن و شنيدن آثار هنري در محيط خانواده جرقه ي هنر را در وجودم بيدار كردند .بعدها هم كه در حضور پدربزرگم استاد مرحوم فيض الله خان ناهيد كه از بنيانگذاران نقاشي در شرق كردستان مي باشد و نزد استادان مصطفي شيرزاد و محمد رستم زاده كه آنان نيز از بستگانم هستند به طور جدي آموزش هنر نقاشي را گذراندم |
شیخ محمد فرزند عبدالقادر که لوس فرزند شیخ سعید فرزند شیخ محمد دولاش از سادات کهنه پوشی شاخه ای ازآن به نام کابلی است که در سال ۱۳۱۸ ه ق در آبادی ریشین از دهات شهرزورمتولد و ۴۰ روزه بود که پدرش را از دست داد .وی در چهار سالگی مادرش را نیز از دست دادآنگاه مرحوم سید حسین چوری او را تحت سرپرستی خود قرار داد و به تربیت او همت گماشته و به مکتبش فرستاده است.
قانع در ۱۲ سالگی دنبال تحصیل را گرفته و بعد از مدتی گشت و گذار در شهرهای سردشت(بیتوش) .سلیمانیه. سنندج.سقز.کوی.کرکوک. و بعد به سلیمانیه برگشت و چندی نزد علامه ابن القره داغی تلمذ کرده است اما به علت گرفتاریهای خانوادگی ترک تحصیل نموده و مدتی به شغل امامت و مکتب داری و متناوبا در دهاتی چند مشغول شده است.

|
گه رچی تووشی ره نجه رویی و حه سره ت و ده ردم ئه من |
|
|
عمارت آصف در استان کردستان ، شهرستان سنندج و درضلع شمالي خيابان امام خميني واقع شده است.
اين عمارت متعلق به دوره ی قاجاریه بوده و قريب به چهارهزارمترمربع عرصه واعياني دارد. عمارت آصف درزمره ي خانه هاي اعياني مسكوني موردتوجه درمعماري مسكن محسوب مي گرددو به شماره 1822درفهرست آثارملي ایران به ثبت رسيده است واكنون با کاربری موزه ی مردم شناسی به نام( خانه ی کرد)، احیاء شده است.
ساختمان داراي چهارحياط است:1.حياط اصلي(بيروني) 2.حياط مطبخ 3.حياط اندروني 4.حياط مستخدمين.
و داراي پلان مستطيل شكل ويك ايواني ويادآورمعماري سبك اصفهان است.

شهرستان پيرانشهر، واقع دراستان آذربايجانغربي و در فاصله 129 كليومتري جنوب شهرستان اروميه مانند ساير شهرهاي كشورعزيزمان سرزنده تر از سالهاي قبل چهره خود را براي استقبال از جشن باستاني نوروز و مسافران نوروزي آذين بندي كرده است . اين شهرستان با دارا بودن جاذبه هاي فراوان گردشگري يكي از قطبهاي گردشگري استان محسوب شده و همه ساله با آغاز فصل بهار شاهد مسافرت جمع كثيري از هموطنان ايراني به اين شهرستان مي باشيم . شهرستان پيرانشهر با دارا بودن طبيعت سرسبز، رودخا نه هاي دايمي و پر آب ، جنگلهاي كوهستاني، كوههاي مرتفع و پر برف ، بازارچه هاي تجاري متعدد، مرز رسمي و مهم حاج عمران، روستا هاي پر جاذبه و آثار تاريخي ديدني از نقاط پر جاذبه استان براي ايرانگردان و جها نگر د ا ن است . اين خطه از سرزمين پهناور ايران با داشتن مردماني خون گرم و ميهمان نواز و مناطق خوش آب و هوا و بازارچه مرزي مانند نگيني بر انگشتر استان مي درخشد . از اهم جاذبه هاي گردشگري اين شهرستان مي توان به موارد زير اشاره كرد :

آبشار خرپاپ: كوهها و جنگلها و دره ها و رودهاي منطقه پيرانشهر دست در دست هم داده اند تا با به نقش كشيدن تابلوهايي زيبا و بي بديل از طبيعت ، تحسين هر بيننده اي را از اين نقاش توانا برانگيزند . يكي از اين مناظرزيبا و بي نظير آبشار خروشان و پر آب خرپاپ است كه در ميان جنگلهاي سر سبز پردانان جاري مي باشد.

جنگلهاي سرسبز و خوش آب و هواي پردانان: اين جنگلها در 22 كيلومتري جنوب پيرانشهر و بر سر راه جاده پيرانشهر به سردشت واقع گرديده است كه جاري بودن رودخانه دايمي و خروشان پردانان كه يكي از سرچشمه هاي اصلي رود زاب كوچك است بر زيبايي آن دوچندان افزوده است.اين جنگلها كه تا برفهاي دايمي كوههاي مرزي ايران و عراق امتداد دارند توجه هر طبيعت گردي را به سوي خود جلب ميكند.

طبيعت سرسبز و زيباي پيرانشهر
معرفی کتیبهی کیلهشین

منطقه باستانی اشنویه آثار متعدد تاریخی را در خود جای داده و بخشی از تاریخ تمدن ایران باستان مدیون آثاری است که در این منطقه پیدا شده است و هم اکنون بقایای آثار و تپههای متعددی که هر کدام نشان از تمدن پیشرفته جهان کهن را در سینه دارند در این خطه به جای مانده است. باستانشناسان به این نتیجه رسیدهاند که این ستون ماندگار تاریخی در سال 814 قبل از میلاد به دست ایشپوینی پادشاه اورارتو در این محل نصب شده است.
مرحوم نصرتالله مشکوتی در فهرست بناهای تاریخی ایشپوینی را به اورارتو نسبت میدهد. در حالی که در متن کتیبه اسمی از اورارتو برده نشده است و از شاه تاتیری سخن میگوید اگر نائیری را با نهری امروزی که منطقهای در همان حوالی کتیبه است بدانیم امپراطوری نهری به زمانهای بسیار دور میرسد.
معنی لغوی کیلهشین
کلاشین استوار سنگ بنای تاریخ - کلاشین نام خود را از دو واژه کردی "کله به معنای سنگ قبر و شین به معنای آبی یا کبود" گرفته است لغت کل به معنای «به معنای سنگ قبر» در میان مسلمانان معنی خاصی دارد و آن عبارت است از سنگ کوچکی به صورت مکعب مستطیل یا استوانه که در کنار قبر یا در بالای سر اموات نصب مینمایند.
پل قلاتاسیان:
این پل در مسیر جاده پیرانشهر به سردشت و در مسیر فرعی روستای ببی آوا به سپیدار قرار رگفته است . این پل در شهرستان سردشت بر سر راه قدیمی سیرآباد به مهاباد در قسمت شمالی رودخانه زاب کوچک ساخته شده است . احتمالاً نام این پل از نام قلعه ای بنام قلعه « تاسیان » که مربوط به دوره ساسانی می باشد و بقایای آن هنوز هم در قسمت شمالی این پل و به فاصله کمی از آن قرار گرفته مشتق شده است . تاریخ ساخت بنا ( پل ) احتمالاً مربوط به دوران قبل از اسلام می باشد . طول پل 55 متر و عرض آن در قسمت پایین 10 متر و در قسمت فوقانی 5/4 متر و ارتفاع آن 10 متر است . صخره ای بودن بستر رودخانه و وجود صخره های طبیعی مانع از انجام عملیات پی سازی در این پل شده است و پایه ها را بدون پی سازی مستقیم روی صخره ها سوار کرده اند . طول پل تقریباً شمالی ـ جنوبی است و دارای 5 پایه است که به استثنای یکی از پایه ها ( ستون ها ) که از لاشه سنگ و ملات ساروج است بقیه ستونها را سنگ های طبیعی رودخانه تشکیل می دهند . سطح گذر پل که جدیداً ساخته شده است از آهن و چب می باشد ( تعویض عناصر سازه ای ) و همچنین تعویض مصالح و ملات بکار رفته در ساختمان پل با سیمان از جمله تغییرات ایجاد شده در این پل می باشد .

به جز پل قال تاسیان دو قلعه به نامهای قلعه رش و قلعه ربط و حمام قدیمی سردشت و گورستان گومان گرد از دیگر آثار قدمت دار سردشت میباشد .
در این شهرستان، علاوه بر موارد فوق تپههای تاریخی ذیل نیز قابل اشاره میباشد.
تپه باغ، تپه مامه زینه، تپه بشاسب، تپه کچل آوه، تپه نلاس، تپه مأمن آوا، تپه گرد اسکندر، تپه کانی قلاتی، تپه خرپات، تپه باسکه کول، تپه گرد شغل، تپه بیوران سفلی، تپه گرد خاصکان، تپه قمطره، تپه ربط...
و هیچکدوم از این آدما نمیدونن که استان من بیش از ۶۵ درصد جمعیتش کرد زبان هستن...من تقصیرو میندازم گردن بعضی سیاستهای غلط...
خودتون قضاوت کنید:در این استان شهرهای مهاباد،بوکان،پیرانشهر،سردشت،اشنویه خالص کردنشین هستند،تمام روستاهای ماکو،خوی،،ارومیه،تکاب،شاهین دژ،میاندوآب،نصف بیشتر شهرهای نقده،ارومیه،سلماس،ماکو،شاهین دژ،تکاب و....کردنشین هستند،اونوقت غریبه ها یه جور دیگه می اندیشند...مگه این استان چند تا شهر داره آخه؟؟؟
من این پست رو واسه این گذاشتم تو وبلاگم که اگه احتمالا کسانی اینارو نمی دونستن یا میدونستن و خودشونو به نفهمی زده بودن از این به بعد خوب درک کنن...
شهر من نه غه ده...سرزمین مادری ام نه غه ده... نقده شهر کردهای همیشه مظلوم ................
شرح مختصری از تاریخچه و آثار گروه موسیقی کامکاران
اعضای فعلی گروه:
تاریخچه گروه
گروه موسیقی کامکارها در سال ۱۳۴۴ برای نخستین بار در سنندج، به عنوان گروهی خانوادگی به سرپرستی استاد حسن کامکار (ویلن) و عضویت هوشنگ (آکاردئون)، بیژن (خواننده)، پشنگ (سنتور)، قشنگ (خواننده و ویلن) و ارژنگ (تمبک) تشکیل شد و برنامههای متعددی را در باشگاه افسران، مدارس و تالارهای شهر سنندج اجرا کرد. کامکارها اوّلین تمرینات خود را شبها در کنار حوض کوچک حیاط منزل شان انجام میدادند. با بزرگ شدن فرزندان، به تدریج این گروه موسیقی متکامل تر شد، از نظر آنسامبل انسجام بیشتری پیدا کرد و در سال ۱۳۴۸ با اعضای خود، هوشنگ (ویلن)، بیژن (تار و خواننده)، پشنگ (سنتور)، قشنگ (خواننده)، ارژنگ (تمبک)، ارسلان (عود) و اردشیر (کمانچه) کنسرتهایی را به صورت رسمی در برخی از شهرهای کردستان و هم چنین شهر ارومیه برگزار کرد.
مناطق کردنشین مجموعهٔ از مناطق کردزبان در ایران، ترکیه، عراق و سوریه و بخشهایى از شوروى سابق است.
کردها در سراسر ایران پخش هستند. مناطق کردزبان در ایران در استانهای آذربایجان غربی، ایلام، کردستان، کرمانشاه، خراسان شمالی بوده و همچنین در مناطقی از استانهای گیلان، قم، قزوین، فارس و مازندران و بلوچستان و همدان نیز جمعیتهای پراکنده کرد زندگی میکنند. در جمهوری آذربایجان، ارمنستان و در کردستان ترکیه، کردستان عراق و کردستان سوریه نیز کردها زندگی میکنند.
تمام سرزمین کردستان از زمان امپراتوری ماد تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از سرزمین کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی گردید. امپراتوری عثمانی سالها بر بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، فرمانراند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: سرزمین کردستان، سرزمینهای عربی، آسیای کوچک و بالکان تدریجا تقسیم و یا مستقل گردیدند. بخش جدا شده سرزمین کردستان از ایران، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار میگیرد.

او در بیش از ۲۰ کشور جهان به اجرای موسیقی پرداخته و یکی از بزرگترین نوازندگان مقامی ایران بود.

کاک قادر از خانوادهای فقیر در اطراف بوکان متولد شد. از کودکی به کار کشاورزی و چوپانی پرداخته است. به گفته خودش از کودکی با شمشال همدم بوده است و چون مردم دوست و به هنری که داشته علاقه زیادی داشته است هر جا و هر شهر و هر کوهساری و برای هر کسی شمشال می نواخته است. و مردم نیز بدان اهمیت میدادند و وی را مورد احترام قرار میدادند. تنها راه کسب درآمدش هم نی زنی است و از این راه امرار معاش میکند.
گومه شین
رسیده ها چه غریب و نچیده می افتن به پای هرزه علفهای باغ کال پرست
سهولان به زبان کردی به معنی یخبندان است و مردم محلی غار را «کونه کوتر» یعنی لانه کبوتر نیز مینامند. دلیل این نامگذاری وجود تعداد زیادی لانه کبوتر درون غار است.
این غار در فهرست آثار طبیعی ملی ایران قرار دارد.

منبع:ویکی پدیا
اربیل باستان
اربیل شهری بسیار باستانی است که در زمان آرامی ها بنیاد گشت. نام آن از ریشه سامی «اربع ئیلا» به معنای «چهار ایزد» است. نام امروزی کردی آن یعنی ههولیر هم دگرگونشده همان واژه اربیل است. اربیل در زمان آشوریان مرکز دینی مهمی برای آیین پرستش ایزد ایشتار بود.
منطقه اربیل در طی سدهها بخشی از شاهنشاهی ایران هخامنشی را تشکیل میداد و مدتی نیز بدست نیروهای اسکندر مقدونی افتاد. پس از آن اشکانیان و ساسانیان طی سدههای پیاپی بر آن فرمانروایی کردند.
جنگ گوگمل که در آن اسکندر مقدونی، داریوش سوم را در سال ۳۳۱ پ.م. شکست داد در جایی حدود صد کیلومتر در غرب اربیل رخ داد.
ارگ باستانی اربیل
|
| |
|
سال 1335 در سنندج و محله « جور آباد » و در خانواده اي اهل شعر و عرفان بدنيا آمدم . پدرم انساني شريف و بيش از حد پرهيزكار بود . او بود كه رفتار و زندگي شرافتمندانه را به ما آموخت و مادرم در نهايت دلسوزي و فداكاري در تربيت ما آني غافل نبود . قبل از دبستان به نقاشي پرداختم و بعد ازدوره ابتدائي اولين گامها را در مجسمه سازي برداشتم و اين دو را با رنج فراوان و بدون آموزش و كلاسي آكادميك همزمان پيش بردم . سال 1356 وارد دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شدم . اولين استاد شريف و دلسوزم « هانيبال الخاص » مرا با ارزشهاي طراحي آشنا ساخت و بمن آموخت كه پيمودن راه هنر جز با كار ،كار و كار فراوان ميسر نيست شايد بدين خاطر است كه از آن هنگام تا كنون از پركارترين نقاشان و طراحان سرزمينم هستم. مدت هفده سال همزمان با تحصيل به آموختن به آموزش پرداختم و خوشحالم كه بنيادهاي آكادميك هنر طراحي ،نقاشي و مجسمه سازي را در كردستان پايه ريزي كردم . |
|